السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )
205
حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )
و پس از آنكه ساعتى قمرى نر با قمرى ماده سخن گفت آن دو از آنجا نيز پرواز كردند . من به امام باقر عليه السلام گفتم : - فدايت گردم - ماجراى اين دو قمرى چه بود ؟ حضرت فرمود : اى فرزند مسلم تمام پرندگان - و چهارپايان و جاندارانى كه خداوند متعال آفريده است - بيشتر از بنىآدم از ما اطاعت مىكنند و فرمان مىبرند اين دو قمرى به نزد من آمدند تا بين آنها قضاوت كنم . زيرا قمرى نر به همسر خود بدبين و بدگمان شده بود . و قمرى ماده سوگند خورد كه مرتكب خلافى نشده است . و به قمرى نر گفت : آيا راضى هستى كه محمد بن على بين ما داورى كند . پس از آنكه آن دو به قضاوت من راضى شدند من به قمرى نر گفتم : تو در حق همسرت ظلم و ستم كردهاى . سپس قمرى نر سخن همسرش را پذيرفت 171 - حسن بن مسلم از پدر خود چنين روايت كرد : روزى امام باقر عليه السلام مرا براى خوردن غذا دعوت نمود . هنگاميكه براى صرف غذا كنار حضرت نشستم ديدم يك قمرى كه سرش زخمى و پرهايش ژوليده بود كنار حضرت آمد . سپس قمرى ديگرى به آن ملحق شد . و به زبان خود با حضرت سخن گفت . حضرت نيز به زبانشان به سخن آنها جواب داد . سپس آن دو پرنده از آنجا پريدند . ما به امام باقر عليه السلام گفتيم : آن دو پرنده به شما چه گفتند ؟ و شما به آنها چه گفتيد ؟ حضرت فرمود : قمرى نر به قمرى ماده تهمت زده بود . و به همين خاطر با نوك خود سر آن را زخمى كرده بود .